محمد حسن خان اعتماد السلطنه

34

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

و عهدنامه‌هاى سلاطين صفويه را كه با دولت فرانسه بسته بود با سفير خود به ايران فرستاد ، اين سفير وقتى رسيد كه آن شهريار در سنهء هزار و دويست و نه در قلعهء شوشى به دست سبزعلى خادم خود به شهادت رسيده بود و فتحعلى شاه هنوز جلوس نفرموده و اطراف بلاد پرآشوب و فساد بود ، حاجى ابراهيم خان صدر اعظم جواب سرسرى و عاميانه به سفير فرانسه داده و او را بازگردانيد . صدارت هر دولت هرچه بنگارد مثل نوشتهء دولت سند است ، ممكن بود كه آن صدر دوستى ناپلئون و حمايت دولت فرانسه را از براى زمانهاى آتيهء ايران مغتنم بشمارد و طورى جواب بنگارد كه از روس براى ايران خطرى حاصل نشود و دولت فرانسه هم بر مراتب گرمى بازار الفت خود افزوده ، هر روز بيش از پيش آداب دوستى بجا آورد و در آن هنگام دل‌سرد نشود . برادران او اما برادران و فرزندان و كسان مشهور حاجى ابراهيم خان كه در ايام صدارت او و بعد از حيات او تا اين زمان به خدمتگذارى دولت مىپرداختند از اين قرار است كه نگارش مىرود : يكى عبد الرحيم خان است كه بيگلربيگى فارس بود در سال يكهزار و دويست و نه هجرى كه آقا محمد خان به جهة دفع ابراهيم خليل خان به اردبيل تشريف برده بودند ، عبد الرحيم خان برادر حاجى ابراهيم خان را با چراغ خان بختيارى با فوجى به حراست پل خداآفرين كه در سه فرسنگى قلعهء پناه‌آباد است مأمور فرمودند كه در آن‌جا سنگرى هم بسازند تا بعد از آن ، لشكر به دفع ابراهيم خليل خان پردازد و نيز در همان سفر عبد الرحيم خان را از منزل تخت طاوس با چراغ خان بختيارى به جهة حفظ پل ملا نصر الدين كه در سه فرسنگى شوشى است مأمور كردند و آنها در كنار پل سنگرها و برجها ساختند . در عهد فتحعلى شاه حاجى عبد الرحيم خان به جهة دفع على شجاعى كه در كرمان تصرفى داشت ، به حكومت كرمان رفت و برادر او محمد حسين خان ، سردار كرمان شد ، آخر الامر مرتضى خان بافقى حاكم كرمان شده آنگاه محمد حسين خان